لیش

خرید بک لینک

هندوانه

در كتب طب سنتى با نام «بطيخ هندى» آمده و فارسىشدۀ آن «هندوانه» است و در بلوچستان «محال» ناميده مىشود. به فرانسوى Pasteque و Melon d'eau و به انگليسى Water melon گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀCucurbitaceae ، نام علمى آن Citrullus vulgaris Scharad. و مترادفهاى آن Cucumis citrullus Seringe وCitrullus lanatus) Thunb. (Matsum. & Nak. از طرف گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است.

در مدارك امريكايى نام اصلى علمى هندوانه را Citrullus lanatus) Thunb. ( Matsum. & Nak. و مترادف آن را C. vulgaris Schrad. ذكر مىكنند.

مشخصات

گياهى است يكپايه و يكساله از خويشاوندان نزديك خربزه است، ساقۀ آن منشعب داراى پيچك بىكرك خزنده با برگهاى پهن متناوب كه در اثر بريدگى به پنج قسمت تقسيم مىشود و هر قسمت در كنارهها دندانهدار است. گلهاى آن كوچك زرد است. ميوۀ آن مدور يا دراز بزرگ پوست آن صاف و ليز و اغلب به رنگ سبز گاهى سبز ابلق و گاهى مرمرى مىباشد. پس از رسيدن، گوشت يا پولپ داخل آن قرمز مىشود و دانهها و تخمهاى گياه را كه برحسب نژاد به رنگهاى سياه، سفيد، قرمز و يا زرد مىباشد در بر گرفته است. هندوانه بومى افريقاست و در اغلب مناطق عالم كاشته مىشود. در ايران نژادهاى مختلف آن در اغلب مناطق كشور كاشته مىشود.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در هندوانه وجود مادۀ سيترولين مشخص شده است. در ميوۀ آن كاروتن و ليكوپن u200a١u200aيافت مىشود و همچنين مانيتول u200a٢u200aدر آن وجود دارد.

مانيتول كه نوعى قند الكل است يك مادۀ متبلور سفيد شيرين است به فرمول HOCHu200a٢u200a) CHOH(u200a۴u200a CH u200a٢u200aOH . اين ماده در مانان كه از درخت زبان گنجشك گل به دست مىآيد نيز وجود دارد u200a٣u200a. از احياى قند مانوز u200a۴u200aيك هكزوز u200a۵u200aكه به فرمول خام Cu200a۶u200aHu200a١٢u200aOu200a۶u200a است، نيز به دست مىآيد. مانيتول خالص از قندهايى است كه بهطور كامل قابل جذب بدن نيست.

تخم هندوانه داراى u200a۴٠u200a-u200a٢٠u200a درصد روغن ثابت است. ميوۀ آن از نظر ويتامين C و پروويتامين A ضعيف است ولى از نظر پكتين خيلى غنى است و به علاوه تخم آن منبع غنى از انزيم اورهآز است. در آب هندوانه در حدود u200a١٧u200a/u200a٠u200a درصد سيترولين است. روغن تخم آن از نظر خواص جانشين روغن بادام مىباشد.

بررسىهاى ديگر نشان مىدهد كه در هندوانه يك نوع قند وجود دارد كه آثار مدر دارد [يوشيكى]. در هندوانه يك نوع ملح موجود است كه ورم و التهاب كليه را معالجه مىكند [كيمورا*]و [باركسديل]و بعدها [كروآلتوسن]و پس از آنها [گارگيل- رودى]آزمايشهاى متعددى در مورد تركيبات شيميايى انجام داده و نشان دادهاند كه مادۀ كوكور بوسيترين u200a۶u200aكه در هندوانه موجود است براى كاهش و معالجۀ فشار خون بالا يا هاپرتنشن u200a٧u200aنافع است. مطالعات انجامشده در هندوستان نشان مىدهد كه مادۀ ال-گلوتاميك اسيد u200a٨u200aكه از تفالۀ تخم هندوانه كه روغن آن گرفته شده باشد به دست مىآيد، در حالت آزاد براى معالجۀ كمبودهاى دماغى و فكرى در كودكان و نوجوانان مؤثر است [راما چاندران و كريشنا ماچار].

در گزارش بررسى ديگرى در ]S. G. I. M. P[ آمده است كه از ميوۀ هندوانه يك آمينو اسيد جديد به نام آلفا-آمينو-بتا-(پيرازوليل-ان) پروپيونيك اسيد u200a١u200aجدا شده است. و در تخم آن نيز وجود بتا-پيرازول-u200a٨u200a-ايلالامين u200a٢u200aكه يك آمينو اسيد است، مشخص گرديده است.

در هريك صد گرم قسمت قابل خوردن هندوانه خام مواد زير وجود دارد:

آب u200a٩٢u200a گرم، پروتئين u200a۵u200a/u200a٠u200a گرم، مواد چرب u200a٢u200a/u200a٠u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a١u200a/u200a۶u200a گرم، كلسيم u200a٧u200a ميلىگرم، فسفر u200a١٠u200a ميلىگرم، آهن u200a۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، سديم u200a١u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a١٠٠u200a ميلىگرم، ويتامين A u200a۵٩٠u200a واحد بينالمللى، تيامين u200a٠٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم و ويتامين C 7 ميلىگرم.

خواص-كاربرد

در چين و ژاپن از ميوه و پوست و پولپ و آب هندوانه به عنوان مدر و مقوى معده استفاده مىشود. پوست و پولپ داخل آن را براى معالجۀ يرقان، ديابت و رفع مسموميت مىخورند [هاو]. پولپ هندوانه براى رفع ناراحتى و زخمهاى گلو و دهان مفيد است [لوئى**]. آب هندوانه براى ناراحتى كليه يا نفريتيس u200a٣u200aمفيد است [ايچىمورا و كاريونه و كيمورا*]. مغز تخم هندوانه نرمكنندۀ پوست و مخاط است، به هضم غذا كمك مىكند و سينه را نرم مىكند. از خاكستر پوست هندوانه براى معالجۀ برفك و تاولهاى دهان استفاده مىشود [استوارت]. پولپ هندوانه زردرنگ خيلى ملين است [جومل]. در هند و چين از عصارۀ ريشۀ هندوانه براى قطع خونريزى پس از سقط جنين استفاده مىشود [بركيل*].

در اندونزى هندوانه مخلوط با سركه و زردچوبه براى تسكين دردهاى روماتيسمى مصرف مىشود.

در هندوستان از مغز تخم هندوانه به عنوان كرمكش استفاده مىشود و عصارۀ الكلى و روغن تخم هندوانه انواع كرم نوارى و كرم گرد را در گربهها فلج مىكند.

هندوانۀ تازه براى معالجۀ برى-برى و رفع التهاب مثانه مفيد است [اوكابه*].

و اما در مدارك طب سنتى مشرق زمين كه اطباى سنتى ايرانى منتشر كردهاند چنين آمده است:

هندوانه از نظر طبيعت سرد و تر است و از نظر خواص معتقدند كه مسكن حدت صفرا و خون و تشنگى است. مدر است و توليد خون رقيق و بلغم شيرين مىكند و بدن را تر و تازه مىنمايد. براى تبهاى سوزان نافع است و براى اصلاح حال اشخاص گرممزاج و خشك، هندوانه بيشتر مفيد است تا ترشىها. آشاميدن آب هندوانه با سكنجبين براى يرقان و صفراى سوخته و كمك به هضم غذا و ازدياد ترشح ادرار و خرد كردن سنگ كليه مفيد است، اگر با شكر خورده شود براى خنك كردن بدن مؤثر است. با شير براى امراض سوداوى و با تمر هندى براى اخراج مواد صفراوى و رفع خارش و جرب و با شير خشت براى تبهاى گرم و دفع اخلاط مفيد است.

بهترين زمان خوردن هندوانه بين دو طعام است كه غذاى قبلى هضم شده باشد.

خوردن هندوانه بلافاصله بعد از غذا در هاضمه اختلال ايجاد مىكند و اگر ناشتا خورده شود مضر است خصوصا اگر هوا خيلى گرم و انسان تشنه باشد. در مزاجهاى بسيار صفراوى هندوانه مانند آب كدو كمك به ازدياد صفرا مىكند. هندوانه مضر طحال، اشخاص سردمزاج و معدههاى سرد است. در اين موارد براى رفع اختلال ايجاد شده بايد از عسل و گل قند u200a١u200aاستفاده كرد. در اشخاص سردمزاج هندوانه موجب تضعيف قوۀ باه مىشود و درد مفاصل ايجاد مىنمايد.

تخم هندوانه نيز سرد و تر است و از نظر خواص شبيه تخم كدو مىباشد. مقدار خوراك از مغز تخم هندوانه تا u200a٢٠u200a گرم است و براى اخراج سنگ مفيد است. مرباى پوست هندوانه با عسل يا شكر براى وسواس و درد سينه و ضعف معده و تقويت هاضمه نافع است.


u200a١u200a) . Lycopin
u200a٢u200a) . Mannitol
u200a٣u200a) . براى زبان گنجشك گل به ساير جلدهاى اين كتاب مراجعه شود.
u200a۴u200a) . Mannose
u200a۵u200a) . Hexose
u200a۶u200a) . Cucurbo citrin
u200a٧u200a) . Hypertension
u200a٨u200a) . L-glutamic acid
u200a١u200a) . a-Amino-B-) pyrazolyl-N(propionic acid
u200a٢u200a) . ) -(B-pyrozol-u200a٨u200a-ylalamine
u200a٣u200a) . Nephritis

لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 528 تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1392 ساعت: 22:22

هلو

به فارسى «هلو» و «شفتالو» و در شمال ايران در گيلان «اشتالودار» و در كتب طب سنتى با نام «خوخ» نام برده مىشود. به فرانسوى Peche و به انگليسى Peach گفته مىشود. ميوۀ درختى است كه درخت آن را به فرانسوى Pecherو به انگليسى Peach tree مىگويند. گياهى است از خانوادۀ Rosaceae قبيلۀ Amygdaleae ، نام علمى آن Prunus persica) L. (Batsch و نامهاى مترادف آن Persica vulgaris Miller و Prunus persica) L. (Batsch var vulgaris Maxim. و Amygdalus persica L.

و Prunus persica var densa Makino از طرف گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است. در مدارك گياهشناسان ايرانى نام اصلى درخت هلو را Persica vulgaris و ساير نامها را مترادف ذكر مىكنند.

مشخصات

درختى است به بلندى u200a۵u200a-u200a۴u200a متر با شاخههاى متعدد و زاويهدار. پوست ساقه سبز براق و در بعضى قسمتهايى كه به طرف آفتاب قرار دارد مايل به قرمز مىباشد، برگها نيزهاى يا بيضى كشيده و كنارۀ برگ ارهاى است. روى برگ صاف و سبز كمرنگ و رگبرگهاى پشت برگ كمى كركدار است. دمبرگ آن بدون غده و گاهى غدهدار به طول u200a٢u200a سانتىمتر مىباشد. گلها زودرس و قبل از باز شدن برگها ظاهر مىشوند و منفرد بدون پايه و يا با پايك خيلى كوتاه هستند. رنگ گل صورتى يا سرخ و گاهى نيز سفيد مىباشد. شكل ميوه خيلى متنوع ولى عموما گرد، به رنگ سبز روشن و يا طلايى و قسمتى از آن سرخرنگ است و روى سطح خارجى آن با كركهاى نمدى پوشيده شده است. هستۀ آن بيضى و تخممرغى، سطح آن شياردار است. در شمال ايران با نامهاى محلى «شفتالو» ، «پشمالو» و در آذربايجان «هولى» و در ساير نقاط كشور «هلو» و نوعى از آن «شفتالو» ناميده مىشود.

هستۀ هلو داراى پوست خشبى سختى است شياردار و در داخل آن مغزى قرار دارد كه تلخ است. در بعضى ارقام، هستۀ هلو به گوشت چسبيده و در برخى ارقام مرغوب به گوشت ميوه نمىچسبد.

بهطور كلى هلو از نظر تقسيمبندى به دو نوع كلى تقسيم مىشود:

نوع اول: هلو يا شفتالو كه پوست ميوه كركدار است كه آنهم دو جور است، هلوى كركدار كه هسته به گوشت مىچسبد و هلوى كركدار كه هسته به گوشت نمىچسبد.

نوع دوم: هلويى كه پوست آن صاف و ليز و بدون كرك است. اين نوع نيز دو جور دارد، يك جور هلو بدون كرك كه هسته به گوشت مىچسبد و جور ديگر هلوى بدون كرك كه هسته به گوشت نمىچسبد.

تكثير درخت هلو اولا از طريق كاشت هستۀ آن است كه معمولا بىدرنگ پس از برداشت هسته كاشته مىشود. ثانيا از طريق پيوند شكمى كه در ماههاى مرداد- شهريور انجام مىشود. كاشت بذر معمولا براى به دست آوردن پايه براى پيوند است و يا براى به دست آوردن انواع جديد، ولى از نظر تجارتى و كشاورزى عمومى مىتوان گفت كه پيوند تنها روش تكثير درخت هلو از ارقام مورد نظر است كه عينا خواص رقم مورد نظر در درخت منعكس خواهد شد. معمولا پيوند هلو از رقم مورد نظر روى پايۀ حاصله از هسته زده مىشود و يا روى پايۀ بادام، بخصوص در خاكهاى آهكى و در محلهايى كه بيم خشكى مىرود و يا روى پايۀ زردآلو بخصوص در زمينهاى آهكى و سنگدار. سرانجام ممكن است روى پايۀ آلو بخصوص در زمينهايى كه خاك كم عمقى دارند زده مىشود.

از نظر زادگاه عدهاى معتقدند درخت هلو از چين برخاسته است و عدۀ بيشترى از جمله خود چينىها معتقدند كه خاستگاه درخت هلو سرزمين ايران است به همين دليل نام Persica در اغلب نامگذاريها ديده مىشود.

شفتالو يا هلو به صورت خودرو در جنگلهاى شمال ايران ديده مىشود و در جنگلهاى شمال غرب ايران نيز انتشار دارد. نوع پرورشى آن تقريبا در اغلب مناطق ايران كاشته مىشود. همچنين در اغلب مناطق عالم پرورش داده مىشود.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى شكوفههاى نيمهباز هلو داراى تريفولين u200a١u200aاست [اوتا].

مغز هستۀ آن داراى دياستاز امولسين، گلوكوزيد اميگدالين [كاريونه و كيمورا*]و همچنين پروسيك اسيد، كولين و استيل كولين u200a٢u200aاست [پتلو*]. درخت هلو داراى يك هتروزيد پرسيكوزيد u200a٣u200aاست [شارو-راباته*]. برگها و شاخههاى درخت هلو داراى آميگدونيتريل u200a۴u200aو شاخههاى سبز و نازك هلو داراى دو فلاوونول گلوكوزيد u200a۵u200aمىباشد [پاچهكو-گرويه].

بررسى ديگرى نشان مىدهد كه در برگهاى درخت هلو علاوه بر مواد يادشده مقدارى لوروسرازين u200a۶u200aو كمى از انواع قندها يافت مىشود و در مغز هستۀ هلو علاوه بر مواد مذكور در حدود u200a٣٠u200a درصد روغن ثابت شبيه روغن بادام تلخ وجود دارد.

چون گلوكوزيد آميگدالين در محيط مرطوب تحت تأثير دياستاز امولسين، اسيد سيانيدريك آزاد مىكند، بنابراين مغز هستۀ هلو سمى است و خوردن بيش از حد مجاز مسموميت ايجاد مىكند و در مواردى نيز كه به عللى براى بعضى ناراحتىها، لازم مىشود و براى معالجه مقدار كمى مغز هستۀ هلو تجويز مىشود، بايد خيلى با احتياط و زير نظر پزشك باشد. به دليل اخير روغن مغز هستۀ هلوى مرطوب قابل استخراج نيست.

ميوۀ هلو شيرين و در برخى ارقام ترش و شيرين است.

در هريك صد گرم از گوشت لذيذ ميوۀ هلو مواد زير وجود دارد:

آب حدود u200a٨٨u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a٩u200a گرم، كلسيم u200a٩u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a٢٠٠u200a ميلىگرم، آهن u200a۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، ويتامين A1330 واحد بينالمللى، ويتامين C u200a٧u200a ميلىگرم، تيامين u200a٠٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a١u200a ميلىگرم و به علاوه داراى حدود يك درصد اسيدهاى آزاد مانند سيتريك اسيد، ماليك اسيد، وينيك اسيد و. . . است. در هلو مقدار قابل ملاحظهاى منيزيوم وجود دارد.

خواص-كاربرد

خواص و كاربرد دارويى هلو در مناطق خاور دور: از مغز هستۀ هلو و گل و برگ و حتى پوست ريشۀ درخت هلو در طب سنتى استفاده مىشود. مغز هستۀ آن مسهل است، خون را تصفيه مىكند، ضد اسپاسم است و سرفه را تسكين مىدهد و براى روماتيسم مفيد است، خونريزى را بند مىآورد بخصوص خونريزى رحمى را (در اين موارد از هستۀ زردآلو نيز استفاده مىشود) و به علاوه در موارد وجود فشار خون براى كاهش فشار خون و بهطور كلى براى بيمارىهاى خون [لوئى*]و بيمارىهاى زنان حامله [ايشىدويا]و درد شكم و كمخونى تجويز مىشود [فوكود]. توجه شود كه مصرف زايد بر حد مجاز و درازمدت و مداوم مغز هستۀ هلو به علت وجود آميگدالين و اسيد سيانيدريك كه آزاد مىشود خطرناك است و مسموميت ايجاد مىكند و بايد خوردن آن از نظر مقدار و مورد، طبق نظر پزشك باشد. حد اقل هفت نفر از اطباى سنتى معروف دنيا اظهار عقيده كردهاند كه گل هلو ملين است و مدر و براى استسقا و رفع كمى ترشح ادرار نافع است. از دمكردۀ حدود u200a٢٠u200a گرم گلهاى خشك هلو در هزار گرم شير به عنوان ملين براى بزرگسالان و u200a۴٣u200a-گرم گل در هزار گرم شير يا آب جوش براى اطفال استفاده مىشود، كه يك فنجان بخورند.

[استوارت]معتقد است كه قسمت سفيد داخل پوست ريشۀ درخت هلو به عنوان پيشگيرى در مواقع شيوع بيمارىها مفيد است و براى معالجۀ استسقا و يرقان داروى مفيد و مؤثرى است. به علاوه آرامبخش است و مانند برگهاى آن حشرهكش مىباشد.

سرشاخههاى جوان گلدار و ميوههاى نارس هلو را در چين با گوشت خوك مىپزند و در موارد بىنظمى و ناراحتىهاى عادت ماهيانه زنان و خونريزى و فتق مىخورند بسيار مفيد است. جوشاندۀ آن به صورت شستوشو براى رفع خارش مصرف مىشود و تفالۀ باقىمانده را خشك كرده به صورت گرد درمىآورند و با شراب مخلوط كرده روى آبسهها مىپاشند [هو]. جوشاندۀ برگهاى آن در استعمال خارجى براى بيمارىهاى پوست و در استعمال داخلى براى بيمارىهاى مجارى ادرار و سنگ كليه و ورم مثانه و سياهسرفه نافع است. ميوۀ هلو محرك معده است و براى رفع التهاب و خارش پوست مفيد است و ضد كمى ويتامين C و A مىباشد و ضمنا ضد آسكاريد نيز مىباشد.

هلو از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى سرد و تر است. هلو ملين است و تشنگى را تسكين مىدهد و غليان خون و صفرا را فرومىنشاند، براى تبريد دماغ و مرطوب كردن مزاج سوداوى و كاهش تبهاى صفراوى خالص و خونى و رفع بدبويى دهان نافع است. در مزاجهاى گرم مقوى نيروى جنسى است و اشتها مىآورد. اگر آب هلوى رسيده را بگيرند و شب بگذارند تا صبح كه تهنشين شود و صاف روى آن را بگيرند و به قدر u200a٢٠٠u200a گرم از آن را با شكر يا ترنجبين بخورند مسهل صفرا باشد و براى رفع اخلاط سوخته گرم نافع است. هلو براى سردمزاجان و مرطوبىها مضر است و براى اعصاب نيز مضر است. خيلى زود عفونت پيدا مىكند و تبهاى مزمن ايجاد مىنمايد از اين نظر بايد با عسل و مرباى زنجبيل خورد. هلوى كاردى ديرهضم و قابض و نفاخ است خصوصا خام آن و خشككردۀ آن يعنى برگه هلوى كاردى خيلى ديرهضم مىباشد. خوردن u200a۶٠u200a گرم از آب برگ و شكوفۀ هلو بتنهايى يا توأم با شكر براى كشتن كرم معده و كرم كدو بسيار مؤثر است. ابن رضوان يكى از حكماى معروف طب سنتى معتقد است كه خوردن حدود u200a۵u200a/u200a٠u200a گرم از شكوفههاى هلو در برخى موارد سقط جنين مىكند. روغن مغز هستۀ هلو براى درد گوش و كرى و باز كردن گرفتگىهاى مجارى گوش و درد بواسير نافع است.

اگر هستۀ هلو را در آتش بيندازند تا بسوزد سپس مغز هسته را بيرون آورده و بسايند و روى جرب و زخمهايى كه بر بدن اطفال و بر پشت گوش آنهاست بمالند، بسيار مؤثر است.

شربت شكوفۀ هلو: شكوفۀ خشك هلو u200a١u200a واحد، آب مقطر u200a١۵u200a واحد، و قند مقدار كافى. مدت u200a۶u200a ساعت شكوفه را در آب جوش دم كنند و با فشار صاف كنند و بگذارند تهنشين شود و صاف روى آن را بردارند و به نسبت u200a١٠u200a و u200a١٨u200a قند اضافه كنند. عدهاى از حكما، شكوفۀ تازه را ترجيح مىدهند. اين شربت بوى بادام تلخ دارد.

مسهل است و در مورد اطفال خيلى معمول است، مقدار خوراك از اين شربت u200a۶٠u200a-u200a٣٠u200a گرم مىباشد. در دمكردههاى كرمكش معده نيز از اين شربت داخل مىنمايند كه هم شيرين شود و هم اخراج جانور را تسهيل كند.

شليل: گونۀ ديگرى از هلو، شليل ناميده مىشود. از نظر خواص شبيه هلو مىباشد.

شليل به فرانسوى Nectarine و Brugnon و به انگليسى Nectarine و Smooth peach گفته مىشود و نام علمى آنPersica nucipersica Borkh. و مترادفهاى آن P. laevis DC و Amygdalys nectarina Aiton. و Amygdalus nucipersican Rchb. و Amygdalus laevis Dietr. مىباشد و تاكنون به صورت بومى و خودرو در ايران ديده نشده است و تكثير آن از طريق پيوند آن انجام مىگيرد.

در هريك صد گرم قسمت قابل خوردن ميوۀ شليل خام مواد زير موجود است:

آب u200a٨١u200a درصد، هيدراتهاى كربن u200a١٧u200a درصد، كلسيم u200a۴u200a ميلىگرم، فسفر u200a٢۴u200a ميلىگرم، آهن u200a۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، سديم u200a۶u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a٢٩۴u200a ميلىگرم، ويتامين A 1650 واحد بينالمللى و ويتامين C u200a١٣u200a ميلىگرم.


u200a١u200a) . Trifolin
u200a٢u200a) . Acetyl eugenol-Acetyl-choline
u200a٣u200a) . Heteroside persicoside
u200a۴u200a) . Amygdonitrile
u200a۵u200a) . Flavonol glycoside
u200a۶u200a) . Lauro cerasine

لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 536 تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1392 ساعت: 16:19

نارنگى

از مركبات است، به فرانسوى Orange noble و Mandarine و به انگليسى Mandarin و Tangerine و درخت آن را به فرانسوى Mandarinier و به انگليسى Mandarin و Mandarin tree گويند. گياهى است از خانوادۀ Rutaceae ، نام علمى آن Citrus nobilis Lour. و مترادف آن Citrus reticulata Blanco. مىباشد. به عربى «يوسف افندى» و به هندى نيز «نارنگى» گويند.

در ايران دو واريتۀ آن معروف است يكى واريتۀ(بمى) به نام C. nobilis var deliciosa Swingle و ديگرى واريتۀ(انشو) به نام C. nobilis var unshiu Swingle .

مشخصات

درختى است كوچك پرشاخه و پربار، برگهايش باريك و نيزهاى، ميوۀ آن كوچك، پوست آن نارنجى مايل به قرمز، در واريتۀ بمى پوست آن از ميوه جدا مىشود و شيرين است و در واريتۀ انشو پوست آن نازك و صاف و به ميوه چسبيده و طعم آن نيز شيرين است. در شمال ايران و در جنوب نيز كاشته مىشود.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى پوست نارنگى در حدود u200a۵u200a/u200a٠u200a درصد اسانس دارد و از برگها و سرشاخههاى آن نيز اسانس گرفته مىشود (در حدود u200a۵۵u200a/u200a٠u200a درصد) .

اسانس پوست نارنگى داراى دى-ليمونن، دى-ال-ليمونن، ترپن u200a١u200a، كارن u200a٢u200aو لينالول است كه در حدود u200a٧٨u200a درصد آن را دى-ليمونن و دى-ال-ليمونن تشكيل مىدهد، ولى در اسانس برگ و سرشاخه، يعنى اسانس پتىگرين، فقط در حدود u200a۴٢u200a درصد دى و دى-ال-ليمونن يافت مىشود. و در هر دو نوع اسانس در حدود u200a١۵u200a درصد لينالول وجود دارد. در آب نارنگى قند و آمينو اسيد يافت مىشود.

در هريك صد گرم نارنگى پوستكنده مواد زير وجود دارد:

آب u200a٨٧u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a۶u200a/u200a١١u200a گرم، خاكستر u200a۴u200a/u200a٠u200a گرم، كلسيم u200a۴٠u200a ميلىگرم، فسفر u200a١٨u200a ميلىگرم، آهن u200a۴u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، سديم u200a٢u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a١٢۶u200a ميلىگرم، ويتامين A u200a۴٢٠u200a واحد بينالمللى، تيامين u200a٠۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a١u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، ويتامين C 31 ميلىگرم، انرژى غذايى 46 كالرى.

خواص-كاربرد

ميوۀ نارنگى ملين است و باعث افزايش نيروى جنسى مىشود. قابض و مقوى معده و رافع قى و تهوع است. شكوفههاى آن محرك است. از جوشاندۀ برگهاى نارنگى مانند ساير انواع مركبات براى شستوشوى ورمها و كاهش درد آنها استفاده مىشود. ساير خواص پوست آن كموبيش نظير ساير مركبات است.


u200a١u200a) . Terpene

u200a٢u200a) . Carene
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 542 تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1392 ساعت: 12:18

آنژليك

در كتب طب سنتى با نامهاى «سنبل ختايى» و «حشيشة الملائك» آمده است. به فرانسوى Angelique و به انگليسىAngelica گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ Umbelliferae ، نام علمى آن Angelica archangelica L. و مترادف آنArchangelica officinalis Hoffm. مىباشد.

مشخصات

آنژليك گياهى است علفى دوسالۀ بلند، ارتفاع آن متجاوز از يك متر است. معطر با برگهاى بزرگ داراى بريدگى و تقسيمبندىشده، هريك از تقسيمات برگ نوكتيز دندانهدار مىباشد. ساقۀ آن شياردار استوانهاى به رنگ سبز مايل به قرمز. گلهاى آن سفيد به صورت چتر در انتهاى شاخۀ گلدهنده ظاهر مىشود. از برگ و ساقه و ريشۀ آن در طب استفاده مىشود.

اين گياه در مناطق شمالى اروپا، شبهجزيرۀ اسكانديناوى و كوهستانهاى مركزى اروپا تا روسيۀ ميانه انتشار دارد. در هندوستان در كشمير مىرويد. در شمال اروپا به عنوان گياه سبزى خوراكى مورد توجه است و كاشته مىشود و ريشههاى آن را به صورت خام يا پخته مىخورند. در ساير مناطق اروپا علاوه بر خوراكى بودن از خاصيت خوشبو بودن آن نيز در قنادىها استفاده مىشود و از ميوۀ آن براى تهيۀ يك نوع نوشابه به نام Ratafia d'angelique استفاده مىشود به علاوه خواص طبى آن در سطح وسيعى مورد توجه است و كاربرد دارد.

تكثير آنژليك از طريق كشت بذر آن صورت مىگيرد به اين ترتيب كه بذر آن را در بهار در هواى آزاد و يا در پاييز در پناه شاسى مىكارند و پس از آن نهالهاى جوان را به مزرعه منتقل كرده و مىكارند. معمولا چند ماه پس از كاشت نهالها آمادۀ انتقال مىشوند، بنابراين كشت بهاره در پاييز به مزرعه منتقل مىشود و كشت پاييزه در بهار منتقل مىگردد.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى و مواد عامله، ريشه و قسمت زيرزمينى خشك آنژليك در حدود u200a٣۵u200a/u200a٠u200a درصد اسانس روغنى فرّار دارد و در ميوۀ آن (u200a٣u200a/u200a١u200a-u200a٢u200a/u200a١u200a) درصد اسانس يافت مىشود. مواد عمدۀ موجود در اسانس آنژليك عبارتاند از بتا-فلاندرن u200a١u200aو به علاوه در اسانس ريشۀ آنژليك كه در هوا خشك شده باشد مواد د-آلفا-فلاندرن u200a٢u200a، آلفا-پينن و هايدروكسى پنتادكانوئيك اسيد u200a٣u200aو آلفا-متيل بوتيريك اسيد u200a۴u200aيافت مىشود.

در ريشهها و ثمر آنژليك چند فوروكومارين u200a۵u200aنظير آنژليسين u200a۶u200a، برگاپتن، كزانتوتوكسين u200a٧u200aو. . . وجود دارد و به علاوه اومبلىپرنين u200a٨u200aو چند فنل u200a٩u200aنيز در آن مشخص شده است ]G. I. M. P[ .

بررسىهاى شيميايى جديدترى نشان مىدهد كه كيفيت اسانس آنژليك با شرايط اقليمى محل رويش طبيعى آن ارتباط دارد، هر چقدر ارتفاع از سطح درياى محل رويش طبيعى آن بيشتر باشد، عطر بيشتر و با كيفيت بهترى مىدهد.

از گياه آنژليك u200a٩u200a نوع مادۀ كومارين جدا شده است از جمله يك كومارين جديد به نام آركىسين u200a١u200aدر آن مشخص شده است ]S. G. I. M. P[ .

خواص-كاربرد

آنژليك معمولا در سال اول گل مىدهد ولى چون ريشۀ آن رشد كافى نكرده برداشت ريشه در سال دوم انجام مىگيرد و در آغاز سال دوم ساقههاى فرعى سال اول را قطع مىكنند و فقط ساقۀ اصلى مىماند كه رشد كافى بنمايد و از ساقههاى قطعشده و برگهايى كه در خلال سال اول قطع شده نيز پس از خشك كردن استفاده مىشود. ميوۀ گياه وقتى كاملا رسيد كه معمولا در اواخر تابستان است، آمادۀ برداشت مىشود.

از نظر خواص ريشۀ آنژليك و ميوۀ آن محرك و نرمكنندۀ سينه و معرق است و ريشۀ آن بخصوص مقوى، ضد تشنج، بادشكن، خلطآور، قاعدهآور و معرق مىباشد.

در فرانسه در مراجع طب سنتى آن ديار مرسوم بوده است كه از دمكردۀ ريشۀ آنژليك به نسبت u200a٢٠u200a گرم ريشۀ خشك در يك ليتر آب جوش و يا از تنطور الكلى ريشۀ آنژليك u200a١٠u200a-u200a٢u200a گرم به عنوان نيرودهنده و هاضم استفاده مىكنند و از دمكردۀ ميوۀ آن نيز به عنوان مفرح و نيرودهنده خيلى استقبال مىشود.

گونۀ Angelica sylvestris L. را نيز در بعضى اسناد به نام سنبل ختايى مىنامند.

گياهى است پايا به بلندى تا u200a١۵٠u200a سانتىمتر و معطر. اين گياه در اروپا و از جنوب غربى چين تا نپال در آسيا مىرويد.

قسمت نرم ريشۀ اين گياه به عنوان دارو مصرف مىشود، جوشاندۀ آن براى رفع بىحسى اعصاب، رفع گرفتگى در اعضاى بدن، روماتيسم و Arthritis [چيو]، سردرد، سرگيجۀ ناشى از سرماخوردگى و تورم در پاها به كار مىرود.


u200a١u200a) . B-Phellandrene
u200a٢u200a) . d-a-Phellandrene
u200a٣u200a) . Hydroxy pentadecanoic acid
u200a۴u200a) . a-Methyl butyric acid
u200a۵u200a) . Furocumarin
u200a۶u200a) . Angelicin
u200a٧u200a) . Xanthotoxin
u200a٨u200a) . Umballiprenin
u200a٩u200a) . Phenols
u200a١u200a) . Archicin
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 493 تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1392 ساعت: 9:26

نارنج

به فارسى «نارنج» ، «نارنگ» ناميده مىشود. به فرانسوى Bigaradier و Citronnier vulgaire و Orange bigarade وOrange amer و به انگليسى Sour orange و Bitter orange گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ Rutaceae ، نام علمى آن Citrus bigaradia L. و مترادفهاى آن Citrus amara Link. و Citrus aurantium var amara L. و Citrus aurantium var bigaradia و Citrus vulgaris Loisel.

مىباشد.

مشخصات

نارنج درخت كوچكى است كه در مناطق با آب و هواى مديترانهاى و نسبتا مرطوب و گرم مىرويد. سرماى زمستان كمتر از u200a١۵u200a-u200a١٠u200a درجۀ زير صفر را بسختى تحمل مىكند، البته تحمل آن از ساير ارقام مركبات نظير پرتقال بيشتر است. برگهاى آن سبز شفاف بيضىشكل نوكتيز زيبا و اختلاف آن از نظر شكل با برگ پرتقال وجود دمبرگ بالدار در محل اتصال دمبرگ با برگ است. گلهاى آن درشتتر و زيادتر و با عطر بيشتر از گلهاى پرتقال و خوردن ميوۀ آن براى مصارف مخصوص، معمول نيست، پوست ميوه صاف و رنگ آن نارنجى تيره و گوشت داخل آن خيلى ترش و كمى تلخ است. درخت نارنج در مناطق شمالى و جنوبى ايران كه درجۀ سرماى زمستان از حد گرم پايينتر نمىرود، كاشته مىشود.

تكثير نارنج از طريق كشت بذر انجام مىگيرد. بذر آن را از بهترين نارنجهاى درشت و مرغوب و رسيده انتخاب و در بهار در خزانه مىكارند. محل كاشت بايد رو به آفتاب باشد، پس از دو سه هفته دانهها جوانه مىزند و گياه شروع به رشد مىنمايد.

در مناطق با تابستان خشك بايد گياه مرتبا در دفعات متعددى آبيارى شود ولى هر بار با آب كمترى. در آغاز سال دوم نهالهاى حاصل را به محل ديگرى منتقل و با فواصل u200a۵٠u200a سانتىمتر از هر طرف مىكارند و نهال u200a۴u200a-u200a٣u200a ساله را از نوعى كه مورد نظر است پيوند مىزنند. نهالهاى پيوندى آماده شده را در باغ مورد نظر كه خاك آن قبلا شخم خورده و كود داده شده است به فواصل u200a٨u200a-u200a٧u200a متر از هر طرف مىكارند. اگر در خاكى كه زياد قدرت نداشته باشد كاشته شود، فاصلۀ درختان را بايد كمتر گرفت (u200a۵u200a-u200a۴u200a متر از هر طرف) . بعضى از باغبانها به وسيلۀ قلمه نيز تكثير مىنمايند.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى و مواد عامله در نارنج وجود ويتامين Bu200a١u200a و پروويتامين A u200a١u200aمشخص شده است و از گلهاى تازۀ آن يا بهارنارنج مقدارى اسانس روغنى به نام اويلاف نرولى بيگاراد u200a٢u200aو عرق بهارنارنج استخراج مىشود. در پوست آن مواد هسپريدين، ايزوهسپريدين u200a٣u200a، اورانتيامارين u200a۴u200aو يك اسيد متبلور و بىشكل و در قسمت پوست بخصوص گوشت سفيد اسفنجى داخل پوست آن مادۀ تلخى وجود دارد ]G. I. M. P[ . در گزارش ديگرى آمده است كه از برگ و سرشاخههاى سبز و جوان آن نيز اسانسى گرفته مىشود، به نام اسانس پتىگرين. در اسانس نارنج مواد u200a٧u200a-هيدروكسى كومارين ژرانيل اتر u200a۵u200aيا اوراپتن u200a۶u200aيافت مىشود.

خواص-كاربرد

طبق نظر حكماى طب سنتى پوست زرد و شكوفۀ بهارنارنج گرم و خشك است و عصارۀ ترش آن سرد و خشك است و تخم آن با پوست سرد و خشك است. از نظر خواص تمام اعضاى ميوه به غير از عصارۀ ترش آن از بالنگ يا اترج قوىتر است، در عصارۀ ترش آن يك مادۀ لزجى وجود دارد كه براى رفع ترشحات سينه و سرفههاى گرم خوب است. اگر آن را از وسط دو نيم كرده تخمهاى آن را بيرون آورده و قدرى نبات كوبيده در آن بپاشند و بر آتش گذارند كه u200a٣u200a-u200a٢u200a جوش بخورد و سپس برداشته نيمگرم صبح ناشتا آن را بمكند يا بخورند براى سينه و سرفۀ گرم بسيار خوب است.

آب نارنج با شكر مسهل صفراست و حدت خون و صفرا را تسكين مىدهد. ضرر نارنج براى اعصاب خيلى كمتر از ساير عصارههاى ترش است. ولى اسراف در خوردن آن براى كبد مضر است، خصوصا كه ناشتا خورده شود. از اين نظر بايد با شكر و عسل خورده شود. اگر u200a۶u200a گرم از گرد پست زرد خشكشدۀ آن با آب خورده شود براى تسكين قى و آشفتگى و دلپيچه و خارج كردن كرم شكم بسيار مجرب است و ضماد اين گرد با سركه براى تسكين درد سر مؤثر است و ضمادى كه از پختۀ لهشدۀ تمامى ميوه اعم از پوست و گوشت و مغز و تخم آن تهيه شود براى جرب و حكه و جوشهاى سر و نرم كردن پوست بدن و موى سر بسيار مؤثر است. جوشاندۀ پوست نارنج مقوى معده و كمى صفرابر است.

عرق بهارنارنج گرم و خشك است و از نظر خواص مقوى و فرحآور است و گرفتگىها را باز مىكند و درد سينه را تسكين مىدهد. براى تقويت اشتها و نيروى جنسى و رفع آروغ، باد، گاز و دلپيچه نافع است و اگر تا يك هفته هر روز u200a۶٠u200a گرم عرق بهارنارنج با مقدارى شكر و با يك گرم مرجان ساييده و خورده شود براى طحال بسيار مجرب است و همچنين براى اخراج سنگ كليه و مثانه نافع است. اگر بهارنارنج با شكر صبح ناشتا خورده شود، براى قطع اسهال مرطوبى مفيد است و شياف آن براى ازدياد ترشح حيض و منظم كردن وضع رحم مجرب است. گذاشتن پوست و گل آن ما بين لباسها مانع بيد زدن است.

توجه: بهطور كلى جمع بين اسيدها، كربناتهاى قليايى، قلياييات و شير نبايد نمود.

در هندوستان از ميوۀ نارنج به عنوان ملين و براى تقويت معده استفاده مىشود. در چين خواص آن را شبيه پرتقال و قوىتر مىدانند.

برگاموت

نوعى از مركبات است كه به فرانسوى درخت آن Bergamotier و به انگليسى Bergamot orange of Europe يا Bergamot گفته مىشود. گياهى است از خانوادۀ نارنج Rutaceae ، نام علمى آنCitrus bergamia Risso et Poit. و مترادف آن Citrus aurantium var bergamia مىباشد.

مشخصات

درخت كوچكى است در حدود u200a۴u200a متر و در حقيقت نارنجى است كه بدون تيغ مىباشد. برگهاى آن شبيه نارنج با دمبرگ بالدار. گلهاى آن شبيه نارنج سفيد و معطر است. ميوۀ آن شبيه گلابى است با پوست زرد صاف، براق، زردرنگ روشن و مزۀ آن كمى ترش است.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در پوست آن اسانس وجود دارد كه داراى ليناليل استات، ليمونن، اللينالول u200a١u200a، ترپينهاول u200a٢u200aو. . . مىباشد.

بررسى ديگرى نشان مىدهد كه اسانس برگاموت در حدود u200a۵٠u200a درصد ليمونن و u200a۴٠u200a درصد لينالول دارد.

خواص-كاربرد

برگهاى برگاموت ضد كرم و كرمكش و مقوى معده است. ميوۀ رسيدۀ آن اشتهاآور و مقوى هاضمه و ميوۀ رسيدۀ آن محرك نيروى جنسى است. اسانس برگاموت ضدعفونىكننده است و در صنعت توليد مواد آرايشى كاربرد دارد.


u200a١u200a) . Provitamin A
u200a٢u200a) . Oil of neroli bigarad
u200a٣u200a) . Isohesperidin
u200a۴u200a) . Aurantiamarin
u200a۵u200a) . u200a٧u200a-Hydroxycoumarin geranyl ether

u200a۶u200a) . Aurapten
u200a١u200a) . L-Linalool
u200a٢u200a) . Terpineol
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 503 تاريخ: پنجشنبه 29 اسفند 1392 ساعت: 8:16

نارگيل

در كتب طب سنتى با نامهاى «نارجيل» ، «جوز هندى» ، «گوز هندى» و «رانج» نام برده شده است. به فرانسوى Noix de coco و Coco و به انگليسى Coco-Nut مىنامند. ميوۀ درختى است كه درخت آن را به فرانسوى Cocotier و به انگليسى Coco-nut palm و Coco nut tree گويند. گياهى است از خانوادۀ Palmaceae ، نام علمى آن Cocos nucifera L. مىباشد.

مشخصات

درختى است بزرگ به بلندى u200a٢۵u200a-u200a٢٠u200a متر، قطر تنۀ آن تا يك متر مىرسد، تنۀ آن راست، قائم كه روى آن آثار برگهاى ريختهشده ديده مىشود. در انتهاى تنۀ درخت معمولا تعدادى در حدود u200a١۵u200a-u200a١٢u200a برگ درخت ديده مىشود. برگ آن بزرگ به طول u200a۵u200a-u200a۴u200a متر و مركب از تعداد زيادى برگچه باريك دراز است، طول هر برگچه تا يك متر مىرسد. رنگ آنها سبز روشن است و جوانۀ انتهايى درخت مانند ساير پالمها منبع مواد غذايى است كه به مصرف خوراك بوميان مىرسد و آن را به فرانسوى ) Chou palmist( مىنامند.

درخت نارگيل در حدود سال پنجم شروع به گل دادن مىنمايد. گلها نر و ماده و در يك مجموعۀ گل قرار دارند. ميوۀ نارگيل معمولا از سال ششم ظاهر مىشود. ميوهها به صورت خوشه، شامل چندين نارگيل با اندازههاى مختلف در هر درخت وجود دارد. ميوۀ نارگيل كروىشكل به ابعاد سر انسان بعضى كوچكتر و بعضى بزرگتر و از چند قسمت تشكيل شده است. قسمت خارجى آن ضخيم و سفت متشكل از الياف نباتى و داخل آن صاف، ليز استخوانى و خيلى سخت است به علاوه قسمت خارجى يا پوستۀ خارجى با خطوط برجستهاى از طرف طول ميوه به سه قسمت تقسيم شده است و در قاعدۀ نارگيل سه محل سوراخ ديده مىشود. اين پوشش سخت كه شكسته شود در داخل آن دانۀ اصلى نارگيل ديده مىشود كه سفيدرنگ است و از مادۀ آلبومن روغنى u200a١u200aسفيد تشكيل شده و در وسط آن حفرهاى است كه محتوى مايع سفيدرنگ خوش طعمى است كه به شير نارگيل يا آب نارگيل معروف است. شير نارگيل در ميوههاى نارس خيلى زياد است و به تدريج كه ميوه به مرحلۀ رسيدگى كامل مىرسد، مقدار اين شير كمتر مىشود و مقدار شير داخل نارگيل را مىتوان از تغيير رنگ پوستۀ خارجى آن تخمين زد.

يك درخت نارگيل بارور در حدود u200a۶٠u200a-u200a۵٠u200a عدد نارگيل در سال مىدهد كه در هكتار در حدود u200a۶u200a-u200a۵u200a هزار عدد مىشود. از اين محصول ميوه در حدود يك تن دانۀ نارگيل كه در تجارت به كوپرا u200a٢u200aمعروف است به دست مىآيد.

بهطور متوسط در حدود u200a۶٠u200a درصد كوپرا را مواد چرب يا روغن يا كرۀ نارگيل تشكيل مىدهد كه از آن مىگيرند و در بازار مىفروشند. تكثير نارگيل خيلى ساده از طريق كشت تخم آن انجام مىگيرد كه در خزانه كاشته مىشود و پس از u200a۵u200a-u200a۴u200a ماه گياه جوان نارگيل ظاهر مىشود، پس از يك سال آن را به محل اصلى با فواصل u200a١٠u200a*u200a١٠u200a متر منتقل مىكنند. البته خاك غنى و آمادهشده لازم دارد.

درخت نارگيل مخصوص مناطق حاره است. در سيلان، هندوستان، فيليپين، كالدونى جديد، هندوچين و ساير مناطق حاره انتشار دارد. در ايران از خارج وارد شده و در چاهبهار چند درخت كاشته شده است.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى نارگيل داراى آنزيم، انورتين، اكسيداز و كاتالاز u200a٣u200aمىباشد.

در شير آن اسيدهاى آمينه هيستيدين، آرژينين u200a١u200a، ليزين، تايروزين، تريپتوفان، پرولين u200a٢u200a، لوسين u200a٣u200aو آلانين u200a۴u200aمشخص گرديده است. روغن آنكه در حدود u200a٧۵u200a-u200a۵٧u200a درصد گوشت آن را تشكيل مىدهد، شامل لوريك اسيد u200a۵u200a، ميريستيك اسيد، اسيدهاى چرب ديگر، فيتوسترول و اسكوالن u200a۶u200aمىباشد و به علاوه يك مانان از دانۀ نارگيل گرفته و يك گالاكتومانان u200a٧u200aمحلول در آب نيز در آن يافت مىشود ]G. I. M. P[ .

در گزارش مطالعات ديگرى دربارۀ تركيبات شيميايى نارگيل چنين آمده است:

در نارگيل روغن ثابت و اسانس روغنى فرّار و موم كه شامل ميريسيلاستر از سروتيك اسيد u200a٨u200aاست وجود دارد [تانچيكو]. در گوشت يا در پولپ آن پروتئين و ويتامينهاى B، A و C و نونيل الكل u200a٩u200a، متيل هپتيلكتون u200a١٠u200a، متيل اندسيل كتون u200a١١u200a، كاپرونيكاسيد u200a١٢u200a، دسيليك اسيد u200a١٣u200a، كاپريليك اسيد u200a١۴u200a، لوريك اسيد و ميريستيك اسيد و همچنين لتيسين u200a١۵u200a، استيگماسترين u200a١۶u200a، فيتوسترين u200a١٧u200a، كولين، گلوبولين u200a١٨u200aو گالاكتو آرابان u200a١٩u200aو گالاكتومانان يافت مىشود. در آب نارگيل يا شير نارگيل آب، پروتئين، خاكستر، ساكاروز، اكسيداز، كاتالاز و دياستاز u200a٢٠u200aوجود دارد [والنزوئلا].

در هريك صد گرم گوشت يا پولپ نارگيل تازه مواد زير وجود دارد:

آب u200a٩u200a/u200a۵٠u200a گرم، پروتئين u200a۵u200a/u200a٣u200a گرم، مواد چرب u200a٣۵u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a٩u200a گرم، كلسيم u200a١٣u200a ميلىگرم، فسفر u200a٩۵u200a ميلىگرم، آهن u200a٧u200a/u200a١u200a ميلىگرم، سديم u200a٢٣u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a٢۵۶u200a ميلىگرم، تيامين u200a٠۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، و ويتامين C 3 ميلىگرم.

در هريك صد گرم گوشت خشك نارگيل مواد زير وجود دارد:

آب u200a۵u200a/u200a٣u200a گرم، پروتئين u200a٢u200a/u200a٧u200a گرم، مواد چرب u200a۶۵u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a٢٣u200a گرم، كلسيم u200a٢۶u200a ميلىگرم، آهن u200a٣u200a/u200a٣u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a۵٨٨u200a ميلىگرم، ويتامين A صفر، تيامين u200a٠۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠۴u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، ويتامين C صفر و فسفر 187 ميلىگرم.

در هريك صد گرم شير نارگيل مواد زير وجود دارد:

آب u200a۶۵u200a گرم، پروتئين u200a٢u200a/u200a٣u200a گرم، مواد چربى u200a٢۵u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a۵u200a گرم، كلسيم u200a١۶u200a ميلىگرم، فسفر u200a١٠٠u200a ميلىگرم، آهن u200a۶u200a/u200a١u200a ميلىگرم، تيامين u200a٠٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين مقدار جزئى، نياسين u200a٨u200a/u200a٠u200a ميلىگرم و ويتامين C 2 ميلىگرم.

خواص-كاربرد

طبق نظر حكماى طب سنتى مغز يا گوشت نارگيل تازه، گرم و خشك است و طبيعت خشكشدۀ آن گرمتر و خشكتر است. طبيعت شير آن كمى گرم و مرطوب است و در مورد خواص آن معتقدند كه حرارت غريزى را افزايش مىدهد و چاقكنندۀ بدن است. مواد سرد بلغمى و سوداوى را دفع مىكند و براى بيمارىهاى ناشى از آنها مانند سستى بدن، فلج، جنون، ماليخوليا و امثال آنها و خوشبويى دهان مفيد است. براى ضعف كبد و زخمهاى داخلى، بواسير، ازدياد اسپرم، گرم كردن كليه، درد كمر سرد، ازدياد ترشح ادرار، سردى مثانه و درد مثانه بسيار مفيد است. خوردن آن با شكر مولد خون صالح و نيرودهنده مىباشد. خوردن گوشت سفيد آن موجب گرفتگى مجارى مىشود و ديرهضم است و خلط غليظ توليد مىكند. از اين نظر بايد با شكر خورده شود. در سردمزاجان و پيران از اين نظر اشكالى ندارد و مىتوانند بدون شكر نيز بخورند. گرممزاجان بايد با ميوههاى ترش و ليمو و هندوانه بخورند. مقدار خوراك از گوشت سفيد آن u200a١۴u200a گرم و از شير آن تا u200a١٠٠u200a گرم است.

اگر آن را با سركه بخورند يعنى ترشى نارگيل، گوشت سفيد آن كمى گرم و خشك است و خواص آن مسهل است. و خوردن آن براى اخراج اقسام كرم معده و روده و كرم كدو مفيد است و براى تقويت هاضمه نيز نافع است. خاكستر پوست آن اگر به دندانها ماليده شود موجب جلاى دندانها مىشود. روغن گوشت سفيد آن براى تقويت فهم، حافظه و توليد چربى كليه، رفع درد مثانه، تحليل باد و گاز، اخراج كرم روده، كرم كدو، كاهش درد كمر، بواسير و تحريك نيروى جنسى مفيد است.

در كتب طب سنتى حكماى مشرق زمين كه در امريكا منتشر شده است اشاره دارد كه در مناطق مختلف خاور آسيا نظريات مختلفى در مورد خواص نارگيل ذكر شده است. در چين پوست ريشۀ آن را قابض مىدانند و بندآورندۀ خون و براى معالجۀ خونريزى به كار مىبرند [استوارت]. در اندونزى ريشۀ آن را ضد تب و مدر مىدانند و براى معالجه و قطع ترشحات سوزاكى مهبل و مجارى ادرار يا بلنورهآ u200a١u200aو ناراحتىهاى كبد استعمال مىشود، چه در مواردى كه بيمار مبتلا به يرقان باشد و چه در مواردى كه مبتلا به يرقان نباشد و در جوشاندهاى مخلوط با چند ريشۀ ديگر براى معالجۀ برونشيت خورده مىشود [مىنات*و پتلو*]. در شبهجزيرۀ مالايا از لهشدۀ ريشۀ آن ضمادى براى معالجۀ بيمارىهاى آميزشى درست مىكنند [بركيل و هانيف**]. در اندونزى از دمكردۀ آن براى معالجۀ اسهال خونى استفاده مىشود و اگر پس از يك هفته مؤثر واقع نشد، داروى ديگرى مصرف مىنمايند [رورداوهين**]. در هند و چين از هستۀ آن به عنوان يك مادۀ غذايى استفاده مىكنند، و ضمنا در محلولهايى براى معالجۀ بيمارىهاى پوستى و در زخم باز و زخم بينى مصرف مىكنند [مىنات*]. در شبهجزيرۀ مالايا از برگ سنا و شير نارگيل جوان به عنوان مدر و براى دفع سنگ كليه استفاده مىشود [ريدلى].

شير آن ملين است و درعينحال ضد اسهال نيز مىباشد. گر شير با فشار از گوشت آن گرفته شود مسهل است، براى بيمارىهاى خروج خون از ريه، استفراغ خونى، تجمع مايع در بافتهاى بدن و تبهاى تاولى مفيد است و در سرتاسر مالايا به عنوان ضد سم استعمال مىشود [بركيل*]. در جاوه اينطور مشهور است كه شير نارگيل بارورى انسان را كاهش مىدهد به همين علت مردم از خوردن آن احتراز دارند [لسلو و هنشا*]. خاكستر پوست نارگيل با شراب براى معالجۀ مراحل مخصوصى از سيفيليس مؤثر است [استوارت]، زغال آن مادۀ جذبكنندۀ خوبى است. در جنگ جهانى اول از اين زغال براى جذب گاز از ماسكهاى گاز استفاده مىكردند و خيلى مورد توجه بود [بركيل*]. روغن خالصى كه از تقطير گوشت آن به دست مىآيد، براى معالجۀ بيمارىهاى دندان [پتلو*]و بيمارىهاى پوست [گررو*]بسيار مفيد است. در عين حال به عنوان ظرف براى مخلوط كردن ساير داروها كه مانند روغن ماليده مىشوند به كار مىرود ]M. P. E. SE. A[ .

[بركيل*]مىنويسد در مورد نارگيل خواص بىشمار ديگرى كه جنبۀ خرافات به خود گرفته بين مردم بومى مناطق نارگيلخيز گفته مىشود كه اساس صحيح علمى ندارد.


u200a١u200a) . Albumen oleagineux
u200a٢u200a) . Coprah
u200a٣u200a) . Catalase
u200a١u200a) . Arginine
u200a٢u200a) . Proline
u200a٣u200a) . Leucine
u200a۴u200a) . Alanine
u200a۵u200a) . Lauric acid
u200a۶u200a) . Squalene
u200a٧u200a) . Galacto-mannan
u200a٨u200a) . Myricyl ester of cerotic acid
u200a٩u200a) . Nonyl-alcohol
u200a١٠u200a) . Methyl heptyl ketone
u200a١١u200a) . Methyl undecyl ketone
u200a١٢u200a) . Capronic acid
u200a١٣u200a) . Decylic acid
u200a١۴u200a) . Caprilic acid
u200a١۵u200a) . Lethicin
u200a١۶u200a) . Stigmasterin
u200a١٧u200a) . Phytosterin
u200a١٨u200a) . Globulin
u200a١٩u200a) . Galacto-arabane
u200a٢٠u200a) . Diastase
u200a١u200a) . Blennorrhea

لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 512 تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1392 ساعت: 22:13

موز

در كتب طب سنتى با نامهاى «موز» و «طلح» آمده است. انواع آن به فرانسوى Banane و به انگليسى Banana وPlantain گويند. ميوۀ گياهى است كه گياه آن را به فرانسوى Bananier و Bananier des sages و به انگليسى Banana plant نامند. گياه آن از خانوادۀ Musaceae ، نام علمى آن Musa sapientum L. و مترادف آن Musa paradisiaca L.مىباشد.

در برخى مدارك گياهشناسى هندى نام آن را Musa paradisiaca L. var sapientum Kuntze مىنويسند.

نوعى موز با درختچۀ كوتاه كه بيشتر در هند غربى كاشته مىشود و موزهاى آن ششبر و معطر است به انگليسىPlantain گفته مىشود و نام علمى آن Musa nana و يا M. cavendishii مىباشد.

مشخصات

گياه موز از گياهان چندسالۀ علفى بزرگ است كه شبيه درختچه مىباشد، ولى ساقههاى آن علفى است. برگهاى آن بزرگ به طول چند متر كه قسمت تحتانى آنها لولهشده و داخل يكديگر پيچيده و تشكيل يك نوع ساقۀ كلفت را مىدهند كه در حقيقت دنبالۀ تحتانى برگهاى به هم پيچيده است. پهنۀ برگها كه به عرض u200a۵٠u200a-u200a٣٠u200a سانتىمتر است سبز روشن و برگها بهطور گروهى در انتهاى تنۀ برگى گياه چتر مىزنند و گل آذين گياه از بين برگها ظاهر مىشود و ميوۀ آن به شكل خوشۀ فشرده متشكل از دهها موز درمىآيد.

ترتيب باردهى آن به اين نحو است كه پس از هر باردهى برگها و ساقه از بين مىروند و از قسمت زيرزمينى گياه يك ساقۀ ديگرى متشكل از برگها خارج مىشود كه آن هم پس از ميوه دادن به نوبۀ خود از بين رفته جاى خود را به ساقۀ ديگرى مىدهد.

بين انواع موزهاى خوراكى سه نوع آن مورد توجه است يكى Bananier des sages يا Musa sapientum كه به انگليسىSweet plantain گفته مىشود. ميوۀ آن كوچك است و خيلى معطر و بسيار لذيذ و شيرين و دومى Bananier de paradis يا (موز بهشت) كه نام علمى آن Musa paradisiaca مىباشد و ميوۀ آن آردى است و معمولا پس از پختن خورده مىشود و در آخر (موز چين) Musa sinensis است كه در اغلب مناطق عالم به عنوان موز مرغوب كاشته مىشود و معطر و شيرين و خيلى علاقهمند دارد.

تكثير موز از طريق پاجوشهايى است كه از ريشۀ آن مىزند و همينكه اين پاجوشها به ارتفاع u200a٨٠u200a سانتىمتر رسيدند آن را جدا كرده و از فاصلۀ u200a٣u200a-u200a٢u200a متر دورتر از بوتۀ مادر مىكارند. موز بومى مناطق حاره خاور دور است و در جنوب ايران نيز ارقامى از آن كاشته مىشود. ميوۀ موز ميوهاى است استوانهاى، دراز، قوسى و بسته به نوع موز به قطر u200a١٢u200a-u200a٣u200a سانتىمتر و به طول u200a٣٠u200a-u200a۵u200a سانتىمتر.

رنگ پوست ميوه معمولا سبز مايل به زرد و زرد كه پس از رسيدن و مدتى ماندن كمى قهوهاى مىشود. در قسمت داخلى پوست، گوشت سفيد شيرين و در بعضى ارقام بسيار معطر و لذيذ واقع است. در ميوۀ موز معمولا دانه رشد ننموده و وجود ندارد. از نظر نسبت پوست و گوشت ميوه معمولا در حدود u200a۴٠u200a درصد از موز را پوست و u200a۶٠u200a درصد را گوشت تشكيل مىدهد.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى طبق تحقيقاتى كه مؤسسۀ ملى قلب به عمل آورده در موز دو مادۀ عاملى شيميايى بسيار مقتدر به نام سروتونين u200a١u200a(كه عضلات نرم رودهها را تحريك مىكند) و نوراپينفرين u200a١u200a(كه براى معالجۀ برخى انواع بيمارىهاى قلبى به كار مىرود) وجود دارد.

در پوست ميوۀ موز در حدود u200a٧u200a/u200a١۴u200a درصد مواد خشك و u200a۶u200a/u200a١u200a درصد قند انورتى u200a٢u200aيافت مىشود.

توضيح: قند انورتى يا قند انترورتى به قند غير قابل تبلور گويند كه در اثر انورتين u200a٣u200aايجاد مىشود. .

در يك گزارش فنى ساختمان شيميايى گوشت موز از نظر مواد مختلف در هر يك صد گرم گوشت موز، چنين آمده است:

آب u200a٧۴u200a درصد، قند u200a۵u200a/u200a٨u200a درصد، سلولز u200a٢u200a/u200a۴u200a درصد، قند غير قابل تبلور u200a۴u200a/u200a۶u200a درصد، نشاسته u200a٣u200a/u200a٣u200a درصد، مواد چرب u200a٣u200a/u200a٠u200a درصد، اسيدهاى آلى و تانن u200a٢u200a/u200a۴u200a درصد، پكتين u200a٢u200a/u200a٠u200a درصد، مواد ازته u200a۶u200a/u200a٠u200a درصد و مواد معدنى u200a١u200a/u200a١u200a درصد.

از نظر مواد معدنى و ويتامينها و ساير مواد در هريك صد گرم گوشت موز خام مواد زير موجود است:

آب u200a٧۴u200a گرم، قند و ساير هيدراتهاى كربن فوقا گفته شده است، كلسيم u200a٨u200a ميلىگرم، فسفر u200a٢۶u200a ميلىگرم، آهن u200a٧u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، سديم u200a١u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a٣٧٠u200a ميلىگرم، ويتامين A u200a١٩٠u200a واحد بينالمللى، تيامين u200a٠۵u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، تيامين u200a٧u200a/u200a٠u200a ميلىگرم و ويتامين C 10 ميلىگرم.

خواص-كاربرد

در طب سنتى هند: موز نارس قابض است. علاوه بر دو مادۀ عاملۀ مهم به نامهاى سروتونين و نوراپينفرين كه فوقا ذكر شد در موز مادۀ دوپامين u200a۴u200aو يك كاتچولامين u200a۵u200aنامشخص وجود دارد. غلظت و مقدار اين مواد در پوست و گوشت موز متفاوت است و خواص درمانى موز در معالجۀ يبوست و زخمهاى پپتيك و يا پپتيك اولسر u200a۶u200aو ساير موارد مديون اين مواد عامل موجود در آن مىباشد.

موز ملين معتدلى است، براى اسهال ساده و اسهال خونى مفيد است و شفاى زخمهاى رودهاى را تسريع مىنمايد. گرد موز در معالجۀ اسپرو (بيمارى مزمنى كه با زخم دهان، سوء هاضمه، اسهال، مدفوع چرب، كاهش وزن و كمخونى مشخص مىشود) و براى رفع بىنظمى و اختلال در رودهها مفيد است.

ميوۀ نارس و گلهاى پختۀ موز براى بيمارى قند نافع است. شيرۀ گلهاى موز براى اسهال خونى استفاده مىشود و ساقه و ريشۀ آن براى رفع اختلالات خونى مفيد است.

خاكستر ريشه و خاكستر تمام گياه خاصيت كرمكشى دارد. از ميوۀ نارس آن همراه با داروهاى ديگرى براى معالجۀ ديابت مليتوس u200a١u200aاستفاده مىشود.

در خاور دور: در چين بيشتر ريشه و شيرۀ گياه و ميوه و گل آن مصرف درمانى دارد. براى تهيۀ شيرۀ گياه تنۀ موز را سوراخ كرده و يك خيزران سوراخدار در داخل آن مىگذارند و شيره از طريق آن خارج مىشود. ريشۀ لهشدۀ موز را روى انواع زخمهاى بد و انواع كفگيرك (كاربونكل u200a١u200a) و انواع ورمها و تومورها و براى رفع سردردهاى با تب و آفتابزدگى مىگذارند. شيرهاى كه از لهشدۀ ريشۀ موز به دست مىآيد براى معالجۀ يرقان و كاهش و تسكين تشنگى و براى معالجۀ سرخك و درد دندان و تبهاى مسرى مىخورند [رينولد و فانگ*]. و شيرهاى كه از تنۀ گياه گرفته مىشود نيز براى معالجۀ سردرد توأم با تب مفيد است و به علاوه براى تقويت مو مصرف مىشود و قىآور است.

گرد برگهاى خشك موز مخلوط با روغن كنجد يا شيرۀ زنجبيل تازه براى تحليل و رساندن ورم و دمل نافع است. اگر در مراحل اوليه پيشرفت روى جوش و كورك و دمل گذارده شود، قبل از اينكه گسترش يابد تحليل رفته و خوب مىشود.

ميوۀ موز را با بخار خشك كرده كوبيده و گرد آن را به عنوان تونيك مصرف مىنمايند. مقدار كمى از گرد گلهاى آن را با كمى نمك و آب مخلوط كرده به عنوان داروهاى آرامبخش قلبى و براى رفع دردهاى توأم با درجۀ حرارت بدن مىخورند [رينولد و فانگ*]. در هند و چين از جوانههاى انتهايى شاخهها به مادرهاى شيرده مىدهند كه ترشح شير آنها افزايش يابد. موز براى رفع ناراحتىهاى معده اسهالهاى مزمن مفيد است [پتلو*]. در اندونزى از جوشاندۀ ميوه براى قطع خونريزى استفاده مىشود و از جوشاندۀ ريشۀ آن نيز همين استفاده مىشود [هين]. در افريقا از جوشاندۀ ريشه و پوست گياه به صورت حمام گرم براى معالجۀ سرطان معده استفاده مىشود.

در برزيل از برگهاى جوان موز براى معالجۀ سرطان بينى و تومورها استفاده مىشود به اين ترتيب كه برگهاى جوان را با روغن بادام مىجوشانند و گرم مىمالند.

ميوۀ موز براى معالجۀ زخمهاى سرطانى مفيد است [والنزوئلا].

موز از نظر طبيعت طبق رأى حكماى طب سنتى در گرمى و سردى معتدل و ضمنا تر است. از نظر خواص معتقدند كه بطئى الهضم است و خون غليظ ايجاد مىكند و فربهكننده مىباشد. سينه را نرم مىكند. اگر گوشت موز را با سركه و آب ليمو مخلوط كنند و در مواضع كچلى و جرب و خارش به موضع بمالند مفيد است. گوشت موز براى سرفههاى خشك و خشونت حلق و مرطوب كردن معده و تحريك نيروى جنسى در گرممزاجها نافع است. ضماد برگ آن براى تحليل ورم و جراحتها و سوختگى آتش نافع مىباشد. موز نفاخ است و اسراف در خوردن آن توليد باد و گاز و خون غليظ بلغمى كرده و موجب ضعف هاضمه مىشود، خصوصا در سردمزاجها و اشخاصى كه داراى مزاج مرطوب هستند، بويژه اگر روى آن آب خورده شود. براى رفع اينگونه عوارض آن بايد پس از موز نمك خورد و در مزاجهاى سرد پس از موز مرباى زنجبيل و عسل و شكر خورده شود و در مزاجهاى گرم اگر چنين عوارضى رخ دهد، سكنجبين بخورند. خوردن موز در موقع ناشتا مضر است. بهطور كلى موز براى اشخاص گرممزاج و يبس و در مناطق گرم خشك مفيد است و مقوى و فرحآور و در اشخاص سردمزاج و ضعيف و مناطق مرطوب مضر است و ايجاد عوارض نامساعدى مىكند.

ريشۀ موز گرم و خشك است و خوردن آن كرم شكم را دفع مىكند. خاكستر پوست موز و خاكستر پوست گياه از طريق پاشيدن روى زخم براى قطع خونريزى و التيام زخم مفيدست.

نظرى به تحقيقات علمى جديد دربارۀ عوارض درمانى موز

نظر دانشمندان هندى اين است كه در موز بهطور مسلم يك عامل شفابخش نيرومندى وجود دارد كه براى شفاى سلولهاى فرسوده اولسرها u200a١u200aو همچنين جلوگيرى از گاستريت u200a٢u200aو التهاب معده بسيار مفيد است. اين نظر اكنون مورد تأييد اغلب محافل علمى غذادرمانى بينالمللى قرار دارد.

تعدادى از محققان مشهور و نامدار هندوستان و بريتانيا سالها از عمر خود را براى پژوهش دربارۀ آثار بيولوژيكى موز روى آستر معدۀ حيوانات صرف كردهاند و از اين تحقيقات دامنهدار نتيجه گرفتهاند كه عامل مؤثر شيميايى موجود در موز شبيه داروى شيميايى تجارتى معروف ضد اولسر به نام كاربنوكسولون u200a٣u200aاثر مىكند. با اين تفاوت كه آثار جانبى بد و ناخواستۀ كاربنوكسولون را ندارد و كاملا بىضرر است.

تحقيقات علمى متعدد ديگرى در چندين مركز پزشكى هند نشان مىدهد كه گرد موز نارس در u200a٧٠u200a درصد بيماران، زخمهاى اثنىعشر را التيام بخشيده است، در حالى كه در اين آزمونها كه با روش آزمونهاى كور دو جانبه u200a۴u200aمعروف است، روشن شده كه پلاسبو u200a١u200aكه تركيب بىاثرى نظير لاكتوز مىباشد فقط u200a١۶u200a درصد اثر داشته است.

(آزمونهاى كور دو جانبه روش تحقيقاتى است كه بخصوص در پزشكى براى افزايش دقت آزمون به كار مىرود، در اين آزمونها از گروهى بيمار كه تحت مطالعه قرار مىگيرند به عدهاى داروى حقيقى مورد آزمايش داده مىشود و به عدهاى ديگر از گروه، پلاسبو يعنى داروى بىاثرى كه از نظر شكل ظاهر و حتى مزه كاملا شبيه داروى حقيقى مىباشد مىدهند. البته نه بيمار و نه پزشك هيچيك نمىدانند كه به كدام بيمار داروى حقيقى داده شده و به كدام بيمار پلاسبو و فقط محقق آمارشناس مىداند كه چطور عمل شده و اسامى بيمارانى را كه داروى حقيقى خوردهاند يادداشت نموده است. اين روش براى اين است كه آثار روانى مصرف دارو نيز دقيقا مورد نظر قرار گرفته باشد.)

اولين بارى كه موز به عنوان ميوۀ شفادهندۀ اولسر در مطبوعات پزشكى عنوان شد، در سالهاى u200a١٩٣٠u200a بوده است. ابتدا دانشمندان و محققان فكر مىكردند كه موز ترشى شديد عصير معده را خنثى مىكند و حتى تصور مىكردند كه موز رسيده تحريكات معدى را آرام مىكند.

در تحقيقاتى كه در انگلستان روى تغذيه موشها به عمل آمده به اين ترتيب كه يك هفته به موشهاى آزمايشگاهى خردههاى موز خورانده شده و پس از آن چند داروى اولسرزا به آنها تزريق گرديده است، مشاهده كردهاند كه در عدۀ معدودى از آنها اولسر معده ايجاد گرديده است. محققان در همان آزمايش از موز رسيدۀ نارس مادۀ شيميايى جدا كردند كه ترشح اسيد معده را سركوب مىكند و قاعدتا مانع ايجاد اولسر در جانوران مىشود. اخيرا در پژوهشهاى جديد كه گروهى از محققان هندى و انگليسى به منظور بررسى چگونگى و مكانيسم عمل موز در مقابله با اولسر به عمل آوردهاند، نظريات جديدى دربارۀ اينكه چرا جانوران پستاندار كه از موز تغذيه مىكنند u200a٣u200a/u200a١u200a كمتر دچار اولسر مىشوند و اولسر آنها نيز چندان سخت و جدى نيست، به دست آمده است. در اين تحقيقات دريافتهاند كه موز عينا شبيه داروهاى معروف و مؤثر شيميايى تجارتى اثر مىكند، البته بدون اينكه عوارض جانبى مضرّ آنها را داشته باشد. اين تحقيقها را پرفسور سانيال u200a٢u200a، استاد دانشكدۀ علوم پزشكى دانشگاه هند و بنارس، در هند به همراهى گروهى از محققان انگليسى به سرپرستى دكتر رالفبست u200a١u200aعضو هيئت علمى داروسازى دانشگاه آستون در بيرمنگهام، به عمل آوردهاند.

معمولا براى تهيه و توليد يك داروى ضد اولسر شيميايى تجارتى احتمالا اولين توجه اين است كه مادۀ شيميايى توليد شود كه عوامل آسيبزاى استر جدار معده نظير اسيد يا پپسين u200a٢u200aو يا يك آنزيم هاضمه را سركوب و يا از بين ببرد. و اين همان كارى است كه داروهاى شيميايى معمولى تجارتى ضد اولسر از جمله آنتىاسيدها u200a٣u200aو سايمتيدين u200a۴u200a(تاكامت) و. . . مىكنند. فقط يك داروى شيميايى تجارتى است كه عمل متفاوتى در معده انجام مىدهد و آن به نام كاربنوكسولون u200a۵u200aمىباشد كه چون آن هم فشار خون را بالا مىبرد بندرت تجويز مىشود، ولى بههرحال اثر كاربنوكسولون تقليدى از كار طبيعت است، زيرا به جاى اينكه به عوامل آسيبزاى آستر معده نظير اسيد معده و پپسين و. . . حمله كند، كارش اين است كه يك لايۀ مقاوم بهترى براى مقابله با اين عوامل ايجاد مىكند. و اين كار عجيبى است كه موز مىكند. موز سلولهاى سطحى آستر معده را تقويت و مقاوم مىكند و موجب مىشود كه يك سد مقاومى در برابر نفوذ عصيرهاى زيانآور و آسيبرسان ايجاد گردد. در تحقيقاتى كه كارشناسان انگليسى انجام دادهاند، مشخص شده است كه مخاط معدۀ موشهاى آزمايشگاهى كه از گرد موز تغذيه شدهاند، به ميزان مشهودى ضخيمتر و مقاومتر از ساير موشها كه از موز تغذيه نمىكنند مىباشد. براى آزمايش به تعدادى از موشهاى آزمايشگاهى در دورۀ آزمايش گرد موز و به عدهاى ديگر آسپيرين و به عدهاى نيز ساير داروهاى شيميايى نظير سايمتيدين دادند كه ببينند چه بر سر اين سد مقاوم مخاط معده خواهد آمد، مشاهده شد در موشهايى كه از گرد موز تغذيه شده بودند مخاط معده ضخيمتر و مقاومتر شده است و در موشهايى كه آسپيرين داده شده بود مخاط خيلى ضعيف شده و در مورد موشهايى كه ساير داروها نظير سايمتيدين داده شده بود مخاط معده حتى بيشتر از آسپيرين ضعيف و بىمقاومت شده است ولى به موشهايى كه به آنها در آن واحد گرد موز و آسپيرين باهم داده شده بود، گرد موز تا حدودى مانع اثر فرسايشى شديد و مضرّ آسپيرين روى مخاط معده شده و مخاط معده بازهم در حدود u200a٢٠u200a درصد ضخيمتر شده بود.

با توجه به تحقيقات فوق، محققان معتقدند كه موز تكثير طبيعى و متعادل سلولهاى آستر معده را تحريك مىكند و در عين حال سبب مىشود كه يك لايۀ مخاطى محافظ ايجاد شود كه آستر جدار معده را پوشانيده و مانع آن مىشود كه اسيد كلريدريك و پپسين معده آثار سويى روى آن داشته باشند و دانشمندان انگليسى نظر كارشناسان و محققان هند و ساير كارشناسان و همچنين نظر شايع بين مردم غير فنى در مورد نقش موز به عنوان عامل ضد اولسر را حد اقل در مورد اولسر معده تأييد مىنمايند.

موز به عنوان ميوۀ مفيد براى خون و قلب

دانشمندان هندى اخيرا كشف كردهاند در آزمايشى همين كه الياف گياهى موجود در موز نارس به موشهاى آزمايشگاهى خورانده شد و به موازات آن مقدار زيادى مواد داراى كلسترول به غذاى آنها اضافه شد مشاهده گرديد كه وجود موز نارس در خوراك جانوران مانع افزايش جزء زيانآور كلسترول خون ) LDL( در جانور گرديده است، ولى الياف موجود در موز رسيده اين اثر را نداشته است. در اين آزمايش به موشهايى كه فقط كلسترول بدون گرد موز داده شده بود، جزء مضرّ كلسترول خون آنها ) LDL( افزايش يافته و به u200a١٢۶u200a ميلىگرم در هر صد گرم رسيده بود ولى وقتى به غذاى آنها علاوه بر مواد پركلسترول، گرد موز نارس اضافه شد، كلسترول مضرّ خون آنها به u200a۴۴u200a ميلىگرم در صد گرم كاهش يافت يعنى تقريبا به ثلث تقليل پيدا كرد. و به علاوه گرد موز جزء مفيد كلسترول خون يعنى HDL را در حدود 30 درصد افزايش داده بود. محققان اين خاصيت را مديون وجود مقدار زيادى الياف گياهى همىسلولوز u200a١u200aدر موز نارس مىدانند. بهنظر مىرسد كه موزهاى معمولى نيز به علت داشتن مقدار زيادى پكتين، كلسترول خون را كاهش مىدهند زيرا مقدار پكتين موجود در موز از سيب هم بيشتر است و دليل مقايسه با سيب اين است كه سيب از نظر كاهش كلسترول مورد تأييد قاطبۀ محققان دانش غذادرمانى است.

توصيهها:

-سعى شود هميشه از موزهاى سبز نارس استفاده شود. موزهاى سبز نارس از نظر ضد اولسر بودن نيرومندترين مادۀ غذايى مىباشند. و معمولا هرچه موز بزرگتر و درشتتر باشد آثار درمانى آن بيشتر است. محققان و دانشمندان معتقدند كه در موزهاى رسيده مواد شيميايى فعال درمانى كمتر است. روش مصرف موز نارس در جنوب امريكا و هند و افريقا اين است كه موز نارس را مىپزند يا كباب مىكنند و مثل سيبزمينى مىخورند.

-مؤثرترين نوع موز از نظر ضد اولسر بودن گردى است كه از موز نارس خشك تهيه شده باشد.

-تمام انواع موز از نظر خواص درمانى كموبيش مشابه هستند.

-به نظر مىرسد كه موز سبز نارس داراى بهترين نوع الياف گياهى مفيد براى قلب نيز مىباشد.

تناقض: در برخى مطالعات كه در جانوران شده تصادفا موز هيچ فعاليت ضد اولسرى نشان نداده است. دكتر سانيال اين تناقض را مربوط به شرايط اقليمى محل رويش و فيزيولوژى گياه موز در آن اقليم مىداند كه در پايههاى مختلف گياهان كم و بيش متفاوت است و ارتباطى با عوامل شفابخش بنيادى موجود در موز ندارد.


u200a١u200a) . Serotonin
u200a١u200a) . Norepinephrine
u200a٢u200a) . Sucre inverti
u200a٣u200a) . Invertine
u200a۴u200a) . Dopamine
u200a۵u200a) . Catecholamine
u200a۶u200a) . Peptic ulcer
u200a١u200a) . Diabetes melitus-mild diabetes .
u200a١u200a) . Carbuncles
١u200a) . Ulcers
u200a٢u200a) . Gastritis
u200a٣u200a) . Carbenoxolone
u200a۴u200a) . Double Blind Studies
u200a١u200a) . Placebo
u200a٢u200a) . Professor A. K. Sanyal
u200a١u200a) . Dr Ralph Best
u200a٢u200a) . pepsin
u200a٣u200a) . Antacide
u200a۴u200a) . Cimetidine
u200a۵u200a) . Carbenoxolone
u200a١u200a) . Hemicellulose

لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 542 تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1392 ساعت: 12:7

ليمو عمانى

ميوۀ گونۀ ديگرى از ليمو ترش است، به انگليسى Lime و درخت آن را Lime tree گويند. درختى است از خانوادۀ نارنجRutaceae ، نام علمى آن Citrus aurantifolia) Christm. (Swingle و مترادف آن C. medica var acida Hook.مىباشد.

مشخصات

درختچۀ كوچكى است با خارهاى كوتاه و تيز. برگها بيضى دراز به طول u200a٧u200a-u200a۵u200a سانتىمتر با دمبرگ كوتاه. گلهاى آن سفيد و روى محور بهطور گروهى ديده مىشود.

ميوۀ آن كروى از u200a۶u200a-u200a٣u200a سانتىمتر قطر آن است. اين درخت كوچك در جنوب ايران در ميناب كاشته مىشود و به آن ليمو ترش شيشه و ليمو عمانى گويند. در هندوستان در درههاى گرم هيماليا به صورت وحشى ديده مىشود و در مناطق جلگهاى نيز كاشته مىشود.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در آب ليمو عمانى سيتريك اسيد وجود دارد.

اسانس روغنى آن شامل سيترال، ليمونن، لينالول، ليناليل استات، ترپينهئول و سيمن u200a١u200aاست. در برگهاى آن كومارين، ايزوپيم پىنلين، برگاپتن و سيتروپتن و در پوست درخت گزانتىلتين u200a٢u200aيافت مىشود. از برگ و سرشاخههاى آن نيز اسانس پتىگرين گرفته مىشود.

در هريك صد گرم ليمو عمانى خام بدون پوست مواد زير وجود دارد:

آب u200a٨٩u200a گرم، پروتئين u200a٧u200a/u200a٠u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a٩u200a گرم، خاكستر u200a٣u200a/u200a٠u200a گرم، كلسيم u200a٣٣u200a ميلىگرم، فسفر u200a١٨u200a ميلىگرم، آهن u200a۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، سديم u200a٢u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a١٠٢u200a ميلىگرم، ويتامين A u200a١٠u200a واحد بينالمللى، تيامين u200a٠٣u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، ويتامين C 37 ميلىگرم.

خواص-كاربرد

ميوۀ ليمو عمانى خيلى ترش است و خنككننده، اشتهاآور، ضدعفونىكننده، مقوى معده، مؤثر براى رفع عوارض كمى ويتامين C و قطع قىهاى صفراوى است.

در شبهجزيرۀ مالايا برگهاى ليمو عمانى را له كرده روى پيشانى مىاندازند براى رفع سردرد مفيد است [بركيل و هانيف**]. و جوشاندۀ ريشههاى آن را براى قطع اسهال خونى مىخورند [ريدلى]. آب ليمو عمانى مخلوط با لهشدۀ گياه «آمله» به عنوان داروى مؤثرى براى رفع سوزاك مصرف مىشود. [بركيل*].

عصارۀ برگهاى درخت ليمو عمانى مخلوط با عصارۀ برگهاى فوفل را براى معالجۀ دلدرد و شكمدرد مىخورند [بركيل و هانيف**]. در اندونزى آب ليمو عمانى در مصرف داخلى و خارجى براى معالجۀ سرفه و سرماخوردگى به كار مىرود.


u200a١u200a) . Cymene
u200a٢u200a) . Xanthyletin
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 528 تاريخ: چهارشنبه 28 اسفند 1392 ساعت: 8:6

ليمو شيرين

گونۀ ديگرى از ليمو مىباشد كه به فرانسوى Citron doux و به انگليسى Lemon و Sweet lime گفته مىشود. ميوۀ درختى است كه درخت آن را به فرانسوى Limonier نامند. درخت آن از خانوادۀ نارنج Rutaceae و نام علمى آنCitrus limettioides Tanaka و مترادفهاى آن C. limonum var dulcis Moris ، C. lumia Risso et Poit. و C. medica var limetta W. & A. و C. limetta Risso از طرف گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است.

مشخصات

ليمو شيرين داراى پوست نازك صاف زرد كمرنگ روشن و به اصطلاح ليمويى و طعم آن شيرين است. اين درخت در جنوب ايران كاشته مىشود. در هندوستان نيز كاشته مىشود.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى در پوست آن اسانسى شامل پىنن u200a١u200a، ليمونن، لينالول، ليناليلاستات u200a٢u200aو. . . و به علاوه يك مادۀ تلخ است ]G. I. M. P[ .

در برگهاى تازۀ آن نيز در حدود u200a١٨u200a/u200a٠u200a درصد اسانس روغنى وجود دارد كه عمدتا از u200a۵u200a/u200a٢۶u200a درصد دى-ليمونن و دى-ال-ليمونن،u200a۴u200a/u200a١۶u200a درصد لينالول، u200a٢۴u200a/u200a٩u200a درصد ژرانيول و سرانجام u200a٣٨u200a/u200a١٩u200a درصد ليناليلاستات تشكيل شده است.

خواص-كاربرد

ميوۀ ليمو شيرين در مورد تبهاى عفونى و يرقان مفيد است و خنككننده مىباشد و به علت اينكه شيرين است مضراتى كه ليموترش براى اعصاب داشت ندارد.

پوست ليمو شيرين و همچنين ليموترش به صورت ماليدن به پوست براى معالجۀ اكزما و جوش مفيد است. و جوشاندۀ پوست آنها نيز براى تسكين سرفه و رفع سوءهاضمه نافع مىباشد.

از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى سرد و خشك است و خواص آن اغلب مشابه ليموترش است به علاوه كه ترشى ندارد و براى اعصاب مضر نيست.


u200a١u200a) . Pinene

u200a٢u200a) . Linalyl acetgate
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 500 تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 22:5

ليمو ترش

در كتب طب سنتى با نام ليمو ترش آمده است. به فرانسوى Citron و به انگليسى Lemon و Galgal و Hill lemonsناميده مىشود. ميوۀ درختى است كه درخت آن را به فرانسوى Citronnier يا Limonier و به انگليسى Lemon گويند. گياهى است از خانوادۀ نارنج Rutaceae ، نام علمى آن Citrus limon) L. (Burm. f. و مترادفهاى آن Citrus medica var limonum L. و C. pseudolimon tanaka از طرف گياهشناسان مختلف نامگذارى شده است.

مشخصات

ليمو ترش درخت كوچكى است به ارتفاع u200a۵u200a-u200a۴u200a متر، داراى شاخههاى منشعب و زاويهدار و گاهى داراى تيغهاى تيز و برگهاى آن به رنگ سبز مايل به سرخى كامل كمى دندانهدار با دمبرگهاى بالدار ولى بالهاى آن نامحسوس كه تقريبا از بين رفته و كوچك شده است. گل سر آن سفيد كه كمى رنگ بنفش در آن دارد. گوشت داخل ميوه سفيد مايل به زرد و ضخيم است. پوست ميوه نازك داراى غدههاى زيادى است كه پر از يك اسانس با بوى نافذى مىباشد. دانههاى آن داخل ميوه، زردرنگ و تلخ، قاچهاى ميوه كه از u200a١١u200a-u200a۶u200a عدد مىباشد پر از شيرۀ ترش خيلى اسيدى است.

ليمو ترش در اروپا و آسيا در مناطق گرم كاشته مىشود، ولى بيشتر ليمو ترش دنيا در حال حاضر از منطقۀ سيسيل ايتاليا و كالابر به دست مىآيد. در ايران ارقام مختلف آن كاشته مىشود. نوعى كه در شمال كاشته مىشود «تغان» ناميده مىشود. در جنوب ايران به مقدار وسيعى كاشته مىشود.

تكثير ليموترش از طريق پيوند شكمى روى پايۀ نارنج است و يا روى پايۀ ليموترش كه از كاشت دانه به دست آمده باشد. از ليمو ترش فرآوردههاى مختلفى در بازار عرضه مىشود از جمله آب ليمو، سيترات دوشو u200a١u200a، سيتريك اسيد و اسانس ليموترش مىباشد.

تركيبات شيميايى

از نظر تركيبات شيميايى، در اسانس روغنى پوست آن دىليمونن، دى-آلفا-پينن u200a٢u200a، كامفن u200a٣u200a، لينالول و. . . يافت مىشود. در آب ليموترش يك عامل مؤثر ضد پنومونى u200a۴u200aوجود دارد. آب ليمو تازه خاصيت باكترىكشى دارد. در پوست ليموترش يك مادۀ تلخ و اسانس روغنى و هسپريدين يافت مىشود. ]G. I. M. P[ .

در گزارش ديگرى آمده است كه در پوست ليموترش كه در تايوان روييده و مورد تجزيه قرار گرفته است، يك گلوكوزيد مشخص شده است ]S. G. I. M. P[ .

در هريك صد گرم گوشت آبدار ليموترش پوستكندۀ خام مواد زير موجود است:

آب u200a٩٠u200a گرم، پروتئين u200a١u200a/u200a١u200a گرم، هيدراتهاى كربن u200a٨u200a گرم، خاكستر u200a٣u200a/u200a٠u200a گرم، كلسيم u200a٢۶u200a ميلىگرم، فسفر u200a١۶u200a ميلىگرم، آهن u200a۶u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، سديم u200a٢u200a ميلىگرم، پتاسيم u200a١٣٨u200a ميلىگرم، ويتامين A u200a٢٠u200a واحد بينالمللى، تيامين u200a٠۴u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، رايبوفلاوين u200a٠٢u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، نياسين u200a١u200a/u200a٠u200a ميلىگرم، و ويتامين C 53 ميلىگرم.

براى تهيۀ آب ليمو تازه، خوب و سالم لازم است كه اولا پوست آن كاملا گرفته شود تا در موقع فشار براى آب گرفتن از اسانس پوست داخل آب ليمو نشود، زيرا در اين صورت موجب تسريع در فاسد شدن و خراب شدن آب ليمو مىشود. ثانيا در مواردى كه با دستگاههاى با فشار زياد آب ليمو گرفته مىشود بايد دانههاى آن نيز قبلا خارج شده باشد و يا فشار به قدرى زياد باشد كه دانهها له نشود زيرا در صورت له شدن دانهها آب ليمو تلخ مىشود، البته اگر پوست نيز با گوشت داخل ليمو له شود تلخى وارد آب ليمو مىشود. به همين دليل چون معمولا براى گرفتن آب ليمو پوست را نمىگيرند و با داخل شدن اسانس پوست، آب ليمو سريع الفساد مىشود، لازم است كه براى نگهدارى، آب ليمو را استريليزه نمود، زيرا آب ليمو تازه داراى مخمرهاى اكسيدكننده است و كمى از اسانس پوست نيز كه داخل آن شود موجب مىشود كه آب ليمو زود فاسد شود. براى عقيم كردن آب ليمو نبايد از حرارت استفاده شود زيرا ويتامين C آن به مقدار زياد بلكه تمام آن در اثر حرارت زياد از بين مىرود و بهتر است از طريق وارد كردن گاز هيدروژن با فشار استفاده شود كه در كارخانهها معمولا مورد عمل است.

آب ليمو در مقابل نور آفتاب در دوران نگهدارى مقدار زيادى از ويتامين C خود را از دست مىدهد لذا بايد در محل تاريك و در شيشههاى تيره و سياه نگهدارى شود.

خواص-كاربرد

در هند و چين از آب ليمو ترش به عنوان ضد سم در موارد مسموميتهاى حاصل از خوردن گياهان سمّى خانوادۀEuphorbiaceae استفاده مىشود. پوست درخت تلخ است و تونيك و مقوى معده مىباشد و مصرف آن بهتر است در حالت تازگى باشد [پتلو*].

در چين از اسانس روغنى ليمو ترش به عنوان آنتىبيوتيك براى معالجۀ تيفوس u200a١u200a، مننژيت u200a٢u200aو ساير باكتريا باسيلى u200a٣u200aاستفاده مىشود ولى در مصرف آن نبايد اسراف شود زيرا ايجاد فراموشى و نافهمى مىكند [پتلو*]. از آب ليمو ترش به صورت غرغره براى كاهش ورم و التهابهاى چركين حلق و گلو استفاده مىشود و به علاوه به صورت محلول شستوشو براى تميز كردن زخم به كار مىرود. جوشاندۀ برگهاى آن براى تسكين درد و ورم در استعمال خارجى مصرف مىشود. بهطور كلى مسكّن و آرامبخش و ضد تشنج مىباشد.

در هندوستان از پوست ليمو ترش رسيده براى تقويت معده و به عنوان بادشكن استفاده مىشود. آب ليمو ترش رسيده و تازه براى معالجۀ بيمارىهاى ناشى از كمى ويتامين C و به عنوان خنككننده و مدر مصرف مىشود و براى روماتيسم و اسهالهاى ساده و اسهال خونى نافع مىباشد. در موارد روماتيسم مفصلى حاد u200a١۵٠u200a-u200a١٢٠u200a گرم آب ليموترش را با شربت قند مخلوط كرده و در عرض روز مرتبا بتدريج ميل مىكنند.

آب ليموترش تازه كه از ميوه با فشار گرفته شده باشد به عنوان ضدعفونىكننده، مدرّ، معرّق، و قابض مورد توجه است و لذا غرغرۀ آن براى رفع التهاب گلو و تسكين درد آن در موارد سرماخوردگى مفيد و مؤثر است. ماليدن آن به پوست در موارد آفتابسوختگى نافع است، سكسكه را كاهش مىدهد. در هندوستان از ليموترش به عنوان يك نوشابۀ صبحگاهى استفاده مىشود، به اين ترتيب كه دو قاشق عصارۀ ليموترش تازه را با دو قاشق عسل و u200a٣٠u200a گرم آب مخلوط مىنمايند، نوشابۀ مفرّح و مفيدى مىشود.

ليموترش طبق نظر حكماى طب سنتى از نظر طبيعت سرد و تر است و عدهاى آن را سرد و خشك مىدانند و معتقدند كه براى ورمهاى گرم حلق، خفقان سوداوى، غليان خون، صفرا، التهاب معده، قى صفراوى، رفع آشفتگى و دلبههمخوردگى مفيد است. براى عصب و براى سرفه مضر است و براى اشخاص سردمزاج نيز مضر مىباشد.

اسراف در خوردن آن در موقع خالى بودن معده، رودهها را ضعيف مىكند و موجب بروز دلپيچه مىشود كه در اين قبيل موارد بايد شكر و عسل خورد. اگر ليمو را ببرند و طرف بريدۀ آن را روى پيشانى گذارند سردرد گرم را تسكين مىدهد. آب ليموترش براى خراش و زخم مفيد است، پوست صورت را درخشان مىكند. براى بيمارىهاى صفراوى از بهترين داروهاست. تخم ليموترش گرم و خشك است و داراى خاصيت ضد سم مىباشد. معمولا تخم پوست گرفتۀ ليموترش مصرف مىشود و u200a٨u200a-u200a۴u200a گرم آن را با آب گرم مىخورند.

نظرى به تحقيقات علمى جديد در مورد ليموترش و ليمو عمانى

انواع ليموترش شامل ليمو ترش معمولى و ليمو عمانى از روزگاران پيشين هميشه از نظر قابليت پيشگيرى بيمارى اسكوروى u200a١u200aكه ناشى از كمبود ويتامين C مىباشد، شهرت جهانى داشته است و در مسافرتهاى دريايى كه مدتى كاركنان كشتىها دسترسى به ميوهها و سبزىهاى تازه نداشتند، جان آنها را نجات مىداده است. اگر هر روز كمى بيشتر از يك قاشق سوپخورى عصارۀ ليمو ترش تازه فشرده خورده شود، به علت ويتامين C محتوى آن از ابتلاى به بيمارى اسكوروى جلوگيرى مىشود. اسكوروى يك بيمارى وحشتناك و بالقوه كشنده ناشى از كمبود ويتامين C مىباشد. در اين بيمارى عضلات ضعيف و فرسوده مىشود، التيامپذيرى زخمها مختل، انواع و اشكال كوفتگى در پوست بدن ظاهر مىگردد، لثهها فرسوده شده و خونريزى مىكند و سرانجام عوارض بد ديگر عارض بيمار مىشود. طى سالها طبق قانون تمام كشتىهاى انگليسى مؤظف بودند كه براى مصرف هريك از كاركنان كشتىها كه بيش از ده روز در سفر درياى بودند روزانه u200a٣٠u200a گرم آب ليمو ترش در كشتى تأمين نمايند. به اين دليل است كه به انگليسىها لقب لايميس u200a٢u200aدادهاند (ليمو ترشى) .

عصارۀ ليموترش شايد به سبب داشتن مقدار قابل ملاحظهاى ويتامين C ، يك ضد اكسيدكنندۀ قوى است. طبق تحقيقات كارشناسان آلمانى كه در u200a١٩٨۶u200a گزارش شده است، پوست ليمو ترش نيز بدون اينكه ويتامين C داشته باشد فعاليت قابل ملاحظۀ ضد اكسيدكنندهها دارد. در مورد ضد اكسيدكنندهها عقيدۀ عموم دانشمندان اين است كه اثر عميقى روى سلامت سلولها دارند، از جمله در جلوگيرى از ظهور تغييرات سلولى در جهت سرطانى شدن و همچنين تأخير پيرى سلولها مؤثر مىباشد. پكتين موجود در الياف گياهى پولپ ليمو ترش نيز در كاهش كلسترول اثر زيادى دارد. در پژوهشى كه در مورد پيدا كردن انواع گياهان ضد انگل (كرمهاى گرد و نخى از طبقۀ نماتودها) به عمل آمده، نشان داده شده است كه عصارۀ ليمو ترش آثار قابل ملاحظهاى داشته است. روغن ليمو ترش نيز در كشتن قارچها مؤثر است.


u200a١u200a) . Citrate de chaux
u200a٢u200a) . d-a-pinen
u200a٣u200a) . Camphene
u200a۴u200a) . Antipneumonia
u200a١u200a) . Typhus
u200a٢u200a) . Meningococcus
u200a٣u200a) . Bacteria bacilii
u200a١u200a) . Scurvy
u200a٢u200a) . Limeys
لیش...

ما را در سایت لیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: فلاحتگر بازدید: 506 تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1392 ساعت: 12:48

صفحه بندی